عجب حس و حالی دارد این امریکای لاتین
بکر و دست نخورده
ادبیات آن با آدم حرف می زند و عین حلوا شیرین است .
رئیس جمهور محبوب جناب دکتر احمدی نژاد هم در سفر اخیرشان به بولیوی گویا شیرینی این ادبیات را دریافت کرده هنگامی که در گزارش سفر به توصیف دخترک واکسی پرداخته و اشک در چشمانش حلقه زده بود خودم را آماده کردم تا دکتر یکی از رمان های گابریل گارسیا مارکز را بخواند !
دخترکان و پسرک های واکسی در همه جای دنیا هستند . ولی نمی دانم چرا دخترکان و پسرک های واکسی در امریکای لاتین یک حس و حال دیگری به آدم می دهند .
روحیه و ساده زیستی مردم در امریکای لاتین آدم را دیوانه می کند
دکتر احمدی نژاد امروز دغدغه های جهانی دارند رنج و اندوه دخترک واکسی در بولیوی همان مقدار ایشان را آزار می دهد که رنج و اندوه دختران و پسران دردمند ایلام و لرستان و بلو چستان و خوزستان
اما این توصیق رئیس جمهور نا خود آگاه مرا به یاد داستان سفر مرحوم شریعتی به مصر انداخت !
آن جا که دکتر شریعتی بازدید از اهرام مصر را نیمه کاره رها می کند و خود را به دخمه های کنار اهرام که مدفن بردگان سازنده آن بوده می رساند و خطاب به آنها تقریبا به این مضمون می گوید :
من از تبار شما هستم مرا با قبر فرعون چه کار ؟
و بعد خطاب به آن بر دگان داستان مظلو میت پدران خود را آن چنان درد مندانه بیان میکند که قلب هر انسان عاشقی را به درد می آورد !
ومن شباهت هایی بین این دو سفر یافتم !
احمدی نژاد ازسفر نیو یورک و دیدار با نمایندگان فرعون به بولیوی میرود و بعد دخترک واکسی را در میان جمع می بیند و دخترک را به سوی خود می خواند و دست نوازش به سرش می کشد و شایدخطاب به او می گوید :
من از تبار شما هستم !
فرزند آهنگر زاده ای از دیار شیر مردان ایران زمین !
دخترکم!
از کنار کعبه آزاد مردی شمشیر عدالت خواهد کشید و دوران مظلومیت تمام دخترکان واکسی تمام خواهد شد !
دخترکم !
مرا با طواغیت نیو یورک چه کار ؟
من امروز عدالت را در این سرزمین و در ظاهر فقر زده تو و همه کودکان مظلوم دنیا می جویم
دخترک خندید !...
تا او چه خواهد ...
والسلام
| |
نام: | |
ایمیل: | |