خاتمي و سناريو هاي انتخا باتي
در جناح چپ سابق يک سنت حسنه وجود داشت و آن اين بود که افراد پس از يک دوره درخشش در گوشه خلوت به امور معنوي و هنري خود مي پرداختند و با عالم سياست وداع مي کردند . اين تئوري را مير حسين موسوي و موسوي خوئيني ها و موسوي اردبيلي و مرحوم صادق خلخالي به مرحله اجرا در آوردند .
و البته اين اقدام آنها و ديگراني که نام بردنشان در اين مختصر نمي گنجد اين فايده را داشت که جامعه
سياسي مسير جوشش و پو يايي خود را حفظ کند .
و چهره هاي جديد مجال درخشش و حرکت پيدا کنند
اما سيد محمد خاتمي گر چه خود را متعلق به چپ سنتي و مجمع رو حانيون مبارز مي داند ولي گويا قصد ندارد به گذشتگان خود در عرصه سياسي اقتدا کند .
و حزب مشارکت قصد دارد تا همان بلايي را که عمال کارگزاران سازندگي بر سر هاشمي آوردند بر سر خاتمي بياورند .
در عرصه بين المللي گور باچف نيز اين تجربه تلخ را چشيد و با شرکت در انتخا بات رياست جمهوري روسيه ما هيت سياسي خود را عريان ساخت .
کاراکتر سياسي خاتمي در ذهن حقير به مثابه يک راننده گاري است که اموال سياسي و حيثيتي خود را پشت گاري انبار کرده و از اين ايستگاه به آن ايستگاه به دنبال مشتري مي گردد تا اجناس سياسي خود را در معرض حراج قرار دهد .
و اين همان عارضه پدر خواندگي است که گريبان چپ و طيف مربوطه را تا امتداد کارگزاران سازندگي و اعتماد ملي گرفته است.
و اين جريانات جايگاه سياسي خود را در حد قبايل سياسي تنزل داده اند
و سعي دارند تا ميدان سياست را به عرصه حضور روساي قبايل تبديل کنند .
انتخاب احمدي نژاد به رياست جمهوري پايان عصر پدر خواندگي و حاکميت قبايل سياسي در ايران و آغاز دوران نوين در جمهوريت نظام بود و اين همان پارامتري بود که اصلاح طلبان دروغين در هشت سال حاکميت مطلق و دوران سه ساله سايه نشيني از درک آن عاجز بوده اند و امروز ثابت مي کنند که در دوره سه ساله اخير هيچ گونه دستاورد تئوريک جديدي براي عرضه نداشته اند .
و آن مقدار که اين جريان به دنبال تحليل رقابت هاي انتخا باتي جناح مقابل خود بوده به دنبال زايش هاي جديد براي ادامه حيات سياسي خود نبوده است.
ورود خاتمي و يا امثال او به عرصه انتخابات هيچ گونه هراسي را ايجاد نمي کند چرا که معتقديم هر کس که
در ايران وارد رينگ انتخا باتي شود مي بايست آماده پذيرش هزينه هاي آن نيز باشد .
اتفا قا حضور خاتمي در عرصه انتخا بات رياست جمهوري از آن جهت که باعث نقد عملکرد او و مديرانش در عرصه هاي مختلف اجرايي و اشرافيت دولتي به وجود آمده در زمان او و مشخص شدن ميزان ثروت و برخورداري رده هاي مختلف مديران او مي گردد فرصت مغتنمي است که مي بايست از آن استقبال کرد.
و چه خوب است که يک بار و براي هميشه دوره 8 ساله خاتمي به صورت عريان در معرض نقد افکار عمومي قرار گيرد .تا اثرات دستاورد هاي سياسي و اقتصادي و فساد اداري دوران خاتمي براي همگان مشخص شود.
در ارتباط با کانديد اتوري خاتمي مي توان فرض هاي مختلفي را در نظر گرفت:
1-خاتمي بر اساس تکليف شرعي مي خواهد وارد اين عرصه شود .يعني خاتمي در لباس يک رو حاني و بر اساس حس تکليف مي خواهد وارد رقابت انتخا باتي شود تا گره از بن بست سياسي ايران و غرب بگشايد و اوضاع را به وضع عادي برگرداند.
حد اکثر کاري که خاتمي مي تواند انجام دهد اجراي مجدد پروتکل الحاقي و تعليق کامل هسته اي و کاهش روحيه مقاومت ملي در برابر بيگانگان است که در شرايط فعلي کشور عين افيون مضر است!
اين همان برگ تکراري است که قبلا خاتمي آن را بازي کرده است و گمان نمي رود که در اين اوضاع و مقطع که آژانس بين المللي انرژي هسته اي قابليت هسته اي ايران را پذيرفته است کاربردي داشته باشد از طرفي با نهادينه شدن دانش هسته اي در مراکز علمي کشور اين امر شدني نيست مگر آن که خاتمي چند
هزار دانشمند هسته اي کشور را دست بسته به بيگانه تحويل دهد که اين امرغير قابل تصور است!
2- خاتمي بر اساس فشار مديران معزول دوران حاکميتش که از رده هاي وزارت و معاونت وزارت خانه هاي مختلف کنار گذاشته شده اند مي خواهد وارد اين عرصه شود . تا آب رفته را به جوي بر گرداند و آمار بيکاري را در ميان مديران معزولش کاهش دهد و ويلا هاي شمال کشور و جزيره کيش را دوباره براي آنها مهيا کند تا آنها پيش از اين دچار افسردگي نشوند
در اين صورت بعيد است که خاتمي بپذيرد که براي دنياي ديگران هرچند قرابت آنها به او نزديک باشد آخرت خود را تباه کند
3- خاتمي بر اثر توجه جهاني به افکار و انديشه هاي شخصي اش مي خواهد به عنوان يک متفکر جهاني وارد اين عرصه شود و با حمايت نخبگان جهاني بشريت را نجات دهد اين پيش فرض نيز به دور از
واقعيت است چرا که گذشت زمان ثابت کرد که گفتگوي تمدن ها بر اساس رانت رياست جمهوري خاتمي مجالي براي عرضه جهاني يافت و در سه سال گذشته آن چنان که بايد اقبالي به گفته هاي خاتمي در جهان پر سر و صداي امروز نشده است.
اگر تجارب خاتمي را مي داشتم خود را در خلوتي محبوس و نظام و انقلاب ايران را آسيب شناسي مي کردم و وسوسه همرامان منفعت طلب را ناديده مي گرفتم
تا او چه خواهد...
والسلام
| |
نام: | |
ايميل: | |