حکایتی دیگر از کاتوزی نامه!
و چون انتخابات به اتمام رسید ایام ربیع و نوای گل و بلبل عقل و هوش از کاتب این سطور بربود و مجالست با دامن طبیعت را بر حضور در سیاست ارجح دانست .
و با خود عهد نمود که در ایام ربیع جز به نوای پرندگان و ترنم رودخانه گوش جان نسپارد .
و چون سیزده از نوروز گذشت جماعتی از کاتبان عرضه داشتند که شماری از وزرای دولت لبا س رحلت از کابینه به تن کنند .
ولی الهام فر مود : که این امر دروغ سیزده باشد !
در هر حال این دروغی است که دیر یا زود راست خواهد شد .
و گریزی از این دروغ نتوان بود .
و هشتمین مجلس چون به قامت راست شد بیرق خرداد یان در هم شکست و آن بیرق که شیخ مهدی در اردو گاه آنان بر افراشته بود به نسیمی فرو افتاد !
و اهل تعقل دانستند که این بیرق دیگر راست شدنی نیست !
و عبرت های نیکو در این انتخا بات فراوان بود و از آن جمله انتخاب روح الله موجب خرسندی جمله اهل دل گشت .
و اهل دل دانستند آن حیلت ها که جماعت وا داده کردند جملگی از میان برفت .
و در سرزمین لنگه دنیا حسین او با ما بیرقی افراشته و نشان فتح و ظفر در اردو گاه او هویدا گردیده هر چند حاج محمود را اعتقاد بر آن است که بیرقش راست نگردد !
ولی کاتب را اعتقاد بر آن است که بیرقش راست و توسط چشم سبزی از دیار غرب دولتش ضایع خواهد شد
تا او چه خواهد ...
والسلام
| |
نام: | |
ایمیل: | |