شيخ اصلا حات معجون عجيبي است !
يعني در هيچ قالبي نميگنجد!
شما تصور کنيد آقاي دکتراحمدي نژاداستاد محترم دانشگاه علم وصنعت و رئيس جمهور فعلي
اگر در جريان انتخابات رياست جمهوري يک چنان حرفي را که شيخ زد بر زبان آورده بود تا هفت نسل بعد از او هم روزنامه ها و احزاب زنجيره اي ول کن معامله نبودند !
يعني اگر ايشان گفته بود که ماهيانه 500000تومان به هر شهروند ايراني مي دهيم !!!
واقعا اين قضيه تبديل به جوک انتخاباتي شده بود ! و باعث مزاح و انبساط خاطر قاطبه ملت !
شيخ اين روزها خيلي گرفتار است !
جماعتي از نمايندگان در راه مانده و مديران معزول بر گرد شيخ اجتماع کرده تا شايد از قبل شيخ به نان و نوايي برسند
آخر در شهر پيچيده که شيخ دست کرمش خوب است !
و قيمت هر کس و هر چيزي را مي داند !
همشهريان ايشان نقل ميکنند که در دوران نوجواني آدم خوش مشربي بوده !...... بگذريم!
آدمي است لج باز و يک دنده و گرنه آخر سر پيري و معرکه گيري !
اين حزب بازي براي ايشان يک قدري سبک است !
يعني وقتي توي اين بازي ها افتادي و چهارتا فحش دادي بايد منتظر باشي تا ده تا آبدار ترش را نوش جان کني!
و اين براي قلب شيخ خوب نيست !
که با مشتي آدم بي ريشه دهن به دهن بشود !
چون اين آدم هاي بي ريشه آمده اند تا ريشه هرچه آدم شارلاتان و ريشه دار در اين کشور هست همه را قطع کنند !!
و با کسي هم شوخي ندارند !
لذا به شيخ بايد يک توصيه دوستانه کرد !
مواظب قلب و فشار خونش باشد و اين آخر عمري با عيال مربوطه برود سياحت و زيارت !
اين جور حرف ها کار دستش ميدهد !
اين جور معرکه گرفتن ها آن هم براي جماعتي که سر تا پايشان عيب و ايراد است و شهرام جزايري عرب يک نمونه کوچکش بوده !
اين جوري وانمود کردن که کنار رفتن ما به خاطر اين بوده که جوان ها حرمت پيران را نگه نداشتند و نتيجه اين شد!
و گرنه ما عين دسته گل هستيم !
و بعد يک مشت آدم از همه جا رانده و امتحان پس داده را دور خودش جمع کرده و اين اسکناس هاي سبز بي زبان را خرج آنها کردن تا شايد چهار نفر از آنها با هزارتا دروغ و قسم حضرت عباس برود مجلس !
بعدش چي ؟
هشت سال تمام مجلس و دولت در دست با کفايت شيخ بود نتيجه اش چه شد ؟
از کدام کارنامه حرف مي زنيد ؟
آقايان با ريشه !
روستاي ما با روستاي آقاي کروبي فاصله زيادي ندارد !
پدران ما با همان تراکتوري به شهر آمده اند که آقاي کروبي به شهر آمده بود !
ولي ديشب در شجره نامه پدري هرچه کنکاش کردم چيز قابل داري مشاهده نکردم !
چند تاي آنها را وبا کشته بود !
جماعتي نيز به درد اسهال از دنيا رفته بودند !
راستي گفتي ريشه ياد يک خاطره اي افتادم !
در زمان رضا خان در شهر ما انتخابات مجلس برگزار ميشود . عمال رضا خان در نتيجه انتخابات تقلب کرده و يک آدم با ريشه اي را از صندوق بيرون مي آورند ! يک دفعه در شهر انقلاب مي شود !
مردم گروه گروه در محل تلگراف خانه تحصن ميکنند و بساط چايي و نهار و شام و چادر در اطراف تلگراف خانه بر پا ميکنند و تلگراف ميکنند به پايتخت که تا بازرس از سوي قبله عالم نيايد ما ول کن معامله نيستيم !
بعد از چند روز يک آدمي کراوات ميزند و از تهران به عنوان بازرس مي آيد يکي از اقوام مادري ما که در بازار مثل آقاي کروبي آدم خوش مشربي بوده و به لحاظ ريش سفيدي و خوش طبعي در بازار شهره بوده جلوي بازرس و در ميان جمع مي رود روي يک چهار پايه !
و خطاب به بازرس مي گويد :
قربان !
ما خانواده با ريشه اي هستيم !
ما ده برادر بوديم که نه تاي آنها در راه مشروطه قرباني شدند !
و بنده باقي مانده ام تا مراتب آزادي خواهي اين جمع را به شرف عرض جنابعالي برسانم !
ناگهان در ميان جمع ولوله اي مي شود !
چون آنها که ميرزا را مي شناختند مي دانستند که جهارتا از برادر هاي او از بيماري و با مرده اند و بقيه با بيماري حصبه !!!
لذا بهتر است شيخ وقتي ميخواهد به فيض برساند مواظب مخاطبين باشد تا به درد ميرزا دچار نشود
والسلام
| |
نام: | |
ايميل: | |